https://telegram.me/chashmnewss
18. مهر 1396 - 8:39   |   کد مطلب: 5047
وقتی که داوطلب وارد دانشگاه می شود مدام این دغدغه را دارد که هر چه زودتر در کنکور پذیرفته شود تا بتواند در رشته تحصیلی مورد نظرش درس بخواند و مدرک بگیرد اما قبولی در کنکور آن روی سکه ای هم دارد.
مشکلات  دانشجویی؛ استخوان لای زخم مسئولین آموزش عالی

به گزارش چشم نیوز، دانشجو هنگامی که وارد دانشگاه می شود از همان روز اول مشکلات و ناهماهنگی ها خودشان را نشان می دهند و شاید هم دانشجو را آماده می کنند که اگر در بهترین دانشگاه کشور هم درس می خواندید باید در کنار لذت درس و تحقیق، با مشکلاتش هم دست و پنجه نرم کنید.

 

در این گزارش به دغدغه هایی که دانشجویان در دانشگاهها دارند می پردازیم تا شاید تلنگری باشد برای مسئولان آموزش عالی.

 

فعالیت های فرهنگی؛در دانشگاه چگونه است؟

سعید یلری یکی از دانشجویان کارشناس ارشد با انتقاد از عدم گسترش فعالیت های فرهنگی در دانشگاهها، گفت: وقتی دوران دانشجویی شروع می‌شود، کانون‌هایی که فعالیت‌های فوق برنامه را سامان می‌دهند، سعی عجیبی در جذب دانشجویان دارند. هنوز درس و کلاس گرم نشده، دانشجوها سریع به عضویت این انجمن ها و کانونهای دانشگاهی در می آیند. یک پایشان کلاس است و یک پایشان انجمن. از جان و دل فعالیت می کنند و با این انجمن ها ارتباط عمیقی برقرار می کنند. به فکر تهیه نشریات دانشجویی می افتند و حتی برای مشارکت سایر دانشجویان هم تلاش های زیادی از خودشان نشان می دهند.

 

به گفته این دانشجو، نکته‌ی دردناکی که در این میان وجود دارد، این است که شاید دانشگاه‌ها، روی کاغذ، به فعالیت‌های فرهنگی دانشجویان اهمیت بدهند،اما وقتی پای عمل برسد، از انداختن هیچ سنگی پیش پای دانشجوها دریغ نمی‌کنند. یک دانشجو ممکن است در سخت‌ترین شرایط، با زدن از درس و کار و زندگی، بکوشد تا یک کانون دانشجویی پا بگیرد و «خروجی» داشته باشد. اما تمام این تلاش‌ها با یک تصمیم شبانه فلان مدیر دانشگاه به باد می‌روند.

 

این دانشجو تاکید کرد: ذوق ها کور می شود و اگر هم فعالیت ها با اجازه رئیس دانشگاه ادامه یابد به آن شکلی پیگیری می شود که مسئولان می گویند نه در قالبی که دانشجویان تمایل دارند. هر چند معمولا دانشجویان ترم بالاتر همیشه سعی در ارتقای سطح فرهنگی سایر دانشجویان دارند که البته می تواند تاثیرات مهم فرهنگی هم بر دانشگاه داشته باشد. این‌ها را برای «نقد» به دانشگاه نمی‌گویم و در نهایت منظورم این نیست که ای کاش دانشگاه جای بهتری بود. خیلی وقت‌ها در زمان جذب فعالان جدید، چنین توجیهی آورده می‌شود که با حضور در این فعالیت‌ها، تجربه‌های اجرایی خوبی کسب می‌کنید که به کارتان می‌آید یا با شبکه‌ی افراد فعال در فلان حوزه آشنا می‌شوید که بعداً می‌توانید با آنها کار کنید. اما گاهی اوقات آنطور که دلتان می خواهد، پیش نمی رود.

 

مهمترین خواسته دانشجویان چیست؟

یاری گفت: مهمترین خواسته  تامین نیازهای اساسی شان است. در همه جای دنیا تمام پروژه های عملیاتی برای دانشگاه تعریف می شوند که یک مسیر مشخص دارد. استاد پروژه را به دانشجو می دهد و پول دانشجو را از طریق همان پروژه پرداخت می کند اما در ایران این سیکل معیوب است و دانشجویی که در 25 سالگی وارد مقطع دکتری می شود آنچنان تجربه و سابقه کار ندارد.

 

وی ادامه داد: به طور طبیعی استاد در دیگر کشورها اجازه نمی دهد دانشجو خارج از دانشگاه کار کند و اصلا همه جای دنیا دانشجو بودن یک شغل محسوب می شود ولی در ایران متاسفانه دانشجو بودن یک شغل بدون حقوق است. یعنی فردی که جوانی دانش آموخته دکتری می شود کاری برای انجام دادن ندارد.

 

به گفته این دانش آموخته، اگر استراتژی برای خودمان قائل شویم و به آن برسیم، بین دانشگاه و صنعت ارتباطی برقرار شود که البته هزینه بر است چون فضایی نیست که بدون هزینه باشد. باید سرمایه گذاری کرد و بعد از 10 سال شاهد این بازگشت سرمایه بود. آرام آرام انتقال دانش را انجام دهیم به عنوان مثال یک شرکت خارجی را کنار دست دانشگاه ایرانی برای انجام برای پروژه مشترک قرار دهیم اما اما تاکنون چنین سیاستی نداشته ایم.

 

زندگی خوابگاهی برای دانشجویان چگونه است؟

خوابگاهی بودن سختی ها و شیرینی های خودش را دارد. در روزهایی که خوابگاه را تجربه می کنیم و سختی هایش را به جان می خریم از اینکه به شهرستان رفتیم تا درس بخوانیم احساس پشیمانی می کنیم.خوابگاه پسران دردسرهای زیادی دارد به خصوص برای دانشجویانی که بیشتر درس می خوانند و زیاد اهل رفیق بازی در خوابگاه نیستند. متاسفانه گاهی عدم نظارت روی خوابگاه و زد و بند با مسئولان خوابگاهی کار را به جایی می کشاند که مشکلات زیادی برای عده دیگری از دانشجویان به خصوص در شب های امتحان به وجود می آید.

 

به گفته این دانشجو، تصور مسئولان دانشگاهها این است که متصدیان خوابگاه حواس شان شش دونگ به دانشجویان و عملکردشان هست در حالیکه برخی همین متصدیان سبب ساز مشکلات می شوند. تصورش را بکنید که در شب های امتحان به جای اینکه تمرکزمان روی جزوه و درس و کتابها باشد، باید به صدای آواز و ساز اتاق بغل گوش کنیم. کتابخانه هم تعطیل است و نمازخانه هم در شبهای زمستان آنقدر سرد است که بهتر است در اتاق خودمان بمانیم و درس را به خورد مغزمان بدهیم.

 

شب های سرد زمستان معمولا سیستم گرمایشی خوابگاهها به دلیل فرسوده بودن از کار می افتد و درس خواندن سخت تر می شود. ای کاش به جای جلسات بی حساب و کتابی که روسای دانشگاهها برگزار می کنند، یک جلسه هم با دانشجویان معترض به امورات خوابگاهی برگزار کنند.

 

از دیگرمشکلات دانشجویی بگویید؟

اگردانشجو نمی تواند یک صندلی در دانشگاه دولتی را از آن خودش کند، یک دانشگاه شهریه پرداز را به ناچار برای تحصیل بر می گزیند. از لحظه ای که وارد این دانشگاه شهریه پرداز می شود باید تا ته جیبش را بتکاند که می خواهد آنجا یک مدرک بگیرد! از جزئی ترین خریدهای دانشجویی مثل پرینت گرفتن تا شهریه پرداختن باید هزینه هایی بدهد که مطمئنن استاندارد نیست در واقع بازار سیاه است.

 

برای انتخاب واحد یک هزینه، برای احراز صلاحیت یک هزینه، حتی پرینت، یک گیره کوچک برای چسباندن مدارک به هم دیگر، از گرفتن فرم های تعهدات و غیره و غیره باید کیف پولت را چاق کنی و وارد شعب دانشگاه شوی و وقتی کارت تمام شد، با کیف خالی به خانه بر می گردی با این شوق که بله من هم دانشجو شدم. اما زمان انتخاب واحد که می رسد، سیستم انتخاب واحد انواع و اقسام پیام های هشداردهنده برایت صادر می کند. آنقدر سیستم انتخاب واحد بی نظم است که توان حمله چندین هزار کاربر به سایت را ندارد و هنگ می کند. تا بیایی و یک درس را انتخاب کنی می بینی دانشجوی دیگر از تو خوش شانس تر بوده و صندلی ات را در آن کلاس برای خودش ذخیره کرده است. به محض اینکه وارد کلاس می شوی استاد عزیز سه مدل کتاب ضخیم معرفی می کند که آخر ترم همه بخش ها را حذف می کند! چندین جزوه می دهد که بعد از پرینت گرفتن و تهیه کردن متوجه می شوی چقدر غلط تایپی و املایی دارد به طوریکه استاد مجبور می شود اکثر مباحث را برای امتحان حذف کند.

نمی دانم برای چند درصد از جامعه چهار و اندی میلیونی دانشجویی کشور ما این سوال مطرح شده که با رفتن به دانشگاه به کدام پله و قله موفقیت می خواهیم برسیم؟ حالا که غول کنکور را شکست دادیم و به دانشگاه رفتیم اصلا علم اندوزی برایمان مهم بوده است؟ فکر می کنم آن زمان ها که جامعه کمتر مدرک گرا بود، هدف های دیگری هم در سر دانشجوها بود تا مدرک. حالا فقط به مدرک فکر می کنیم. مهم نیست چقدر بهایش می شود، مهم نیست چه رشته ای می خوانیم، فقط مدرک را بگیریم و بی خیال دانش.

این روزها رسم جدیدی بر پروژه های کلاسی حکم فرما شده! برای یک درس نامربوط و نمره گرفتن باید یک متن را که استاد به دستمان می دهد ترجمه کنیم! خود من 60 هزار تومان آن هم قسطی به یکی از دوستان دوران لیسانسم دادم تا این متن را ترجمه کرده و بنده تقدیم استاد کنم. تازه بعدش فهمیدیم جناب استاد این متن های انگلیسی را برای ترجمه کتاب خودش به ما داده است!

 

از همه اینها که بگذریم، شهریه را کجای دلمان بگذاریم؟ چرا دانشگاه های ما مثل تمام دانشگاههای دنیا در قبال دریافت شهریه یکسان عمل نمی کنند؟ از این دانشگاه که به آن دانشگاه برویم با قوانین خیلی جدید و مبتکرانه دریافت شهریه مواجه می شویم. انگار که می خواهیم یک واحد مسکونی را اجاره کنیم! باید پول پیش را پیش پیش بدهیم تا کلید واحد را بدهند!

 

این گوشه ای از مشکلات دانشجوها می باشد که مسئولین باید به آن توجه کنند، چون دانشجویان امروز، مدیران آینده کشور ایران هستند.

دیدگاه شما

پربیننده ها

آخرین اخبار